کجاست خانه ی من ؟ خانه ام کجاست ؟ بگـو !
بگو که لهجه ی تو با من آشناست بگو !
کجاست دست رفيقی که ياری ام بدهد ؟
حريم امن رفيقانه ام کجاست ؟ بگو !
ببين که لحظه ی خاموشی ستاره ی من ...
بگو که لحظه ی مرموز گريه هاست بگو !
بگو به عقربه ها ، من غروب می خواهم !
دلم گرفته از این روزگار ، روباه ام !
دلم گرفته از این روزهای تنهــایی !
دلم گرفته از این خانه ی مقـوایی !
بگو به مـار بیاید ، بگو که خستـه شدم
بگو به مـار
بیـاید
بگـو
…